از دکتر شریعتی

 

دکتر شریعتی: توی دبستان از پسری که عقب کلاس مینشست به سه دلیل بدم می اومد و وقتی میدیدمش چندشم میشد.
1-چون توی اون سن و سال زن داشت
2- سیگار میکشید
3- و کچل بود
چند سال بعد من  اون پسرو توی خیابون دیدم در حالی که زن داشتم ،سیگار میکشیدم،و کچل شده بودم.

وصیتنامه وحشی بافقی

 روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید

همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا   سیــــر   شــــرابــــــش بدهید
 
مست مست از همه جا  حـــال خرابش بدهید
 
بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید  واعــــــظ
 
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ
 
جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
 
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید
 
روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
 
اندرون دل مــن یک قـلم تـاک زنـیـــــــد
 
روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
 
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت