برگی از یک کتاب

بخشی از کتاب « شما که غریبه نیستید » ، اثر هوشنگ مرادی کرمانی :
« ... اگر بمونم، تو بانک بمونم، می‏پوسم. وام می‏گیرم قالی می‏خرم، یخچال می‏خرم. وام می‏گیرم زن می‏گیرم، بعد بچه‏دار می‏شم. وام می‏گیرم موتور می‏خرم، ماشین می‏خرم. وام می‏گیرم خونه می‏خرم. شب و روز کارم می‏شه وام گرفتن و قسط دادن. هر روز زن و بچه‏هام چیز تازه‏ای می‏خوان. فکر و ذکرم می‏شه حقوق آخر برج. فرصت نمی‏کنم چیزی بخونم، چیزی بنویسم. بازنشسته می‏شم، نوه‏هام می‏ریزن دورم. می‏رم زیارت، حاج‏آقا می‏شم. رئیس شعبه می‏شم. پولم زیاد می‏شه تکه‏ای باغ می‏خرم، یادم می‏ره برای چی به دنیا آمدم. کم‏کم پیر می‏شم، مریض می‏شم می‏میرم. روی کاغذی می‏نویسن « بزرگ خاندان از دنیا رفت، فاتحه! ». این راه من نیست. تازه اگر جوون‏مرگ نشدم، ناکام نشدم. نه عمو، من اهل این چیزا نیستم. وقتم تلف می‏شه ...»

صفحه‏ی334 کتاب

شاد زیستن یک تصمیم است

هر یک ازمابرای شادزیستن به یک تصمیم نیاز داریم .میتوانیم هرروز برای خود خاطرنشان کنیم که وقت محدودی در اختیار داریم تاازاین عمر کوتاه بیشترین بهره راببریم.

قطعه زیررایک پیرمرد ۸۵ ساله در آستانه مرگ نوشته است:

"اگر میتوانستم یک بار دیگر زندگی کنم آنوقت سعی میکردم اشتباهات بیشتری مرتکب شوم .آنقدرها بی عیب ونقص نباشم . بیشتر استراحت میکردم و نادان تر ازاین سفرم میشدم. در واقع خیلی چیزها بود که من آنها را بیش ازحد جدی گرفتم باید دیوانه تر می بودم . اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم شانس خود را بیشتر امتحان میکردم .بیشترسفرمیکردم، قله های بیشتری را فتح میکردم، رودخانه های بیشتری را شنا میکردم ، به نقاط تازه تر میرفتم و بستنی های بیشتری میخوردم . با مشکلات حقیقی رو در رو میشدم ومشکلات خیالی را کنار میگذاشتم .

میدانید، من از آن آدمهایی بودم که لحظه به لحظه عمرم را محتاط و عاقلانه وسالم زیستم . اگر دوباره به دنیا می آمدم تمام لحظات زندگی ام را از آن خودم میکردم.

من از آن آدمهایی بوده ام که همیشه با دماسنج و کیسه آب جوش و بارانی و چتر نجات سفرکرده ام . اگر دوباره بدنیا می آمدم سبک تر سفر میکردم. اگر زندگی از نو تکرار میشد درسپیده دم صبح های بهاری با پای برهنه به پیاده روی میرفتم و در پاییز تا دیروقت به خانه برنمیگشتم ، چرخ و فلک های بیشتری سوار میشدم ، طلوع خورشید رابیشتر تماشا میکردم و اوقات بیشتری را با بچه ها میگذراندم فقط اگر زندگی تکرار میشد. اما می دانید که نمیشود....."